یکی از مثالهای زنده ای را که در اینجا اشاره میکنم شاید کسانیکه در بیرون از غزنی زندگی میکنید باور تان نشود اما اگر در غزنی بیایید موضوع را خوب "سبق میگیرید!" ، آن هم اینکه پوشیدن پتلون و کدشلوار در غزنی تابو شکنی محسوب میشود ، وقتی کسی پتلون یا کد شلوار میپوشد از هر طرف شهر چشمهای خیره میشوند و پوزخندهای زننده نثارش میشود، بعضی ها میگویند "ولا خوده کشیدی"، "اینه دیگه پیسه دار شدی!".....
بخاطر همین حرفهای بیجای اکثریت ترجیح میدهد تا از دریشی و پتلون استفاده نکند، به گفته معروف پوشیدن پتلون و کد شلوار در غزنی "دل و گرده میخواهد" و اعتماد به نفس بالا.
موارد راکه ذکر کردم بعنوان نمونه بود ده ها موارد دیگر وجود دارد که باعث عقب ماندگی فرهنگی در این ولایت شده است، و اینها همه بر میگردد به فرهنگ ده نشینی و چنین چیزهایی در فرهنگ شهر نشینی جای ندارد.
البته در سالهای اخیر ورود دانشجویان از ولایات مختلف مخصوصا کسانیکه در کابل،هرات، و مزار زندگی کرده اند اندکی ایده و دیدگاه مردم را تغیر داده است، و غزنی جداً به تغیرات فرهنگی که به سمت اصلی آن سوق دهد ضرورت دارد و بدون اراده جوانان هیچ کسی چنین کاری را نمیکند و هرگز نخواهم کرد از اینرو من به حضور جوانان در برنامه های ادبی خوشبین هستم.
در این میان آنچه که قابل توجه است طبقه اناث است آنان برخلاف طبقه ذکور این ولایت دیدگاه شان مثبت و از نظر فرهنگی به بلوغ بیشتر و درک بیشتر رسیده اند، آنان از لباسهاییکه در کابل و سایر ولایات استفاده میشود بدون بجان خریدن کدام حرفهای اضافی استفاده مینمایند و همچنان آنان در برنامه های رسمی کاملاً ادبی صحبت مینمایند چیزیکه برای پسران نسبتاً دشوار است، البته بعضی ها شاید فکر کند حرف زدن به فرهنگ چی ربط دارد؟ اشاره من چنین است هرقدر که یک شخص از لحاظ فرهنگی رشد داشته باشد همان اندازه از لحاظ گفتازی به ملایمت و زیبایی میرسد و واژه های زیبا و مودبانه به زبان میآورد ، به نظر خودم لهجه که در غزنی مردم صحبت میکند به یک شهر فرهنگی نمیماند خُب زیاد پرحرفی کردم معذرت گفتنی ها زیاد است در نوشته های بعدی انشا الله مزاحم میشم
بامهر
عزیزالله بهراد خلیلی 16/06/206 الله آباد هندوستان
فیسبوک:www.facebook.com/Azizullah.behradkh
برچسب:
نویسنده: هلیا اکبرینژاد